غلامعلى صفايى
407
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
كه نازل منزلهء عاقل شود نيز استعمال مىگردد و ابو سعيد نحوى براى اين استعمال اين مثال را ذكر كرده است : « أكلوني البراغيث » شاهد در اين است كه واو علامت فاعل بودن « البراغيث » براى فعل « أكل » است در حالى كه « البراغيث » جمع « برغوث : پشه » بود و از غير ذوى العقول مىباشد ، و قرينه و دليل تنزيل آن به منزلهء عاقل اين است كه به آن ، فعل « أكل » كه از اوصاف ذوى العقول مىباشد ، نسبت داده شده است زيرا خوردن نيازمند جويدن است و پشه نمىتواند غذاى خود را بجود بلكه او به شكل « قرص : نيش زدن » غذا را مىبلعد . و هذا سهو منه : مؤلف كتاب در رد ابو سعيد مىگويد : اين گونه علت آوردن براى تنزيل پشه به منزل ذوى العقول ، سهو و غفلتى است كه از ناحيهء او سر زده است زيرا « أكل » از اوصاف مختص موجودات ذوى العقول نيست چون حيوانات نيز قدرت اكل و خوردن را دارند . قال ابن الشجري : ابن شجرى در بيان وجه تنزيل مىگويد مراد از « أكل » در مثال ، ظلم و جور و عدوان است و چون ظلم و عدوان از ناحيهء ذوى العقول صورت مىگيرد پس « البراغيث » نازل منزله ذوى العقول شده است و به همين جهت فعل « أكل » كه مجازا و استعارة داراى معناى ظلم است به آن نسبت داده شده است ، بنابراين در اين مثال اكل معنوى يعنى ظلم و عدوان به أكل مادى و حقيقى تشبيه شده و لفظ أكل حقيقى در أكل معنوى استعمال شده است . همانطور كه رجل شجاع تشبيه به شير مىشود و لفظ « أسد » مجازا در آن استعمال مىشود . و قد حمل بعضهم : بعضى از نحويون واو در اين آيه شريفه را حمل بر واو علامت فاعليت جمع مذكر اسم بعد كردهاند : اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ( الأنبياء 1 - 3 ) . شاهد : در واو « أسرّوا » است كه دلالت بر فاعليت « الذين » كه جمع مذكر است مىكند . و حملها على غير هذه اللغة : مؤلف كتاب مىگويد حملكردن آيه بر غير از